تبليغاتX
یه دانشگاه گیلان بود و یه کلاس ما
جایی بدای پیدا کردن دوستان و یاداوری خاطرات(ادبیات انگلیسی شبانه 84)
سلام دوستان.

بعد از 2 سال تصمیم گرفتم دوباره یه چیزایی بنویسیم.

چه خبر؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 12:14  توسط من | 
+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 15:22  توسط من | 
کی میشه به نظرتون؟ هر کی حدسش درست دراد جایزه داره! جدی میگم
+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 15:30  توسط من | 
امتحانا داره شروع میشه!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 22:58  توسط من | 
بچه ها اگه بخواین واسه هر کدوم از استادا یه همتای کارتونی انتخاب کنین واسه هر کی کدوم شخصیت کارتونی رو  انتخاب می کنین؟؟  
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 23:56  توسط من | 
یه ترم هر سه شنبه ساعت ۱۲ تا ۲ رفتیم سر کلاس و  LECTURE های همدیگرو گوش یا فقط نگاه کردیم......خوب؟؟؟؟
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 19:52  توسط من | 
ما تو دانشگامون ۲ تا قبرستون داریم.یکی شهدای گمنام یکی هم از حامیان مالی دانشگاه.....

نظرت چیه؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 18:33  توسط من | 
گفتا من آن ترنجم.....

هر چی که با شنیدن این کلمات به ذهنت میاد رو بنویس.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 17:41  توسط من | 
بهترین و بدترین استاد رو انتخاب کنین!

از ترم ۱ تا حالا.

*نکته: دلایل خود را ذکر کنید.

**هشدار: از همدیگر نگاه نکنین.تقلب محسوب میشود!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 22:58  توسط من | 
قراره هر هفته یه خاطره بنویسیم. واسه شروع نظرتون در مورد کلاس دکتر مهدوی چیه؟  هر چه میخواهد دل تنگت بگو !

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:53  توسط من |